غزل شمارهٔ ۴۳
ای سر زلف تو کمند حیات
نیست ز قید تو امید نجات
آب حیاتی تو و خط بر لبت
سبزهٔ تر بر لب آب حیات
شور من از خندهٔ شیرین توست
ریش دلم را نمکست این نبات
خاطر عاشق ز جهان فارغست
مشت ندارد خبر از کاینات
ای سر زلف تو کمند حیات
نیست ز قید تو امید نجات
آب حیاتی تو و خط بر لبت
سبزهٔ تر بر لب آب حیات
شور من از خندهٔ شیرین توست
ریش دلم را نمکست این نبات
خاطر عاشق ز جهان فارغست
مشت ندارد خبر از کاینات