غزل شمارهٔ ۴۹
ای که میپرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
منزل او در دلست، اما ندانم دل کجاست
جان پاکست آن پریرخسار، از سر تا قدم
ور نه شکلی اینچنین در نقش آب و گل کجاست؟
ناصحا عقل از مقیمان سر کویش مخواه
ما همه دیوانهایم، اینجا کسی عاقل کجاست؟
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی
آن جوان خوبرو و آن مرشد کامل کجاست؟