غزل شمارهٔ ۵۱

ای باد صبح منزل جانان من کجاست؟

من مردم، از برای خدا، جان من کجاست؟

شب‌های هجر همچو منی کس غریب نیست

کس را تحمل شب هجران من کجاست؟

سر خاک شد بر آن سر میدان و او نگفت

گویی که بود در خم چوگان من کجاست؟

خوبان سمند ناز به میدان فگنده‌اند

چابک‌سوار عرصهٔ میدان من کجاست؟