غزل شمارهٔ ۵۹
دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست
دل از کجا؟ که در این خانه آتش افتادست
خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد!
چه خوش غمیست که ما را به او خوش افتادست
صفای باده و رخسار ساده هوشم برد
شراب و ساقی ما هر دو بیغش افتادست
به خط و خال آراستی و حیرانم
که این صحیفه به غایت منقّش افتادست