غزل شمارهٔ ۶۱
دلهای مردمان به نشاط جهان خوشست
در دل مرا غمیست که خاطر به آن خوشست
چون نیست خوشدل از تن زارم سگ درش
سگ بهتر از کسی که به این استخوان خوشست
خوش نیست چشم مردم بیگانه جای یار
چون یار من پریست ز مردم نهان خوشست
از درد ناله کردم و درمان من نکرد
گویا دلش به درد من ناتوان خوشست