غزل شمارهٔ ۱۲۸
نگسلد رشتهٔ جان من از آن سرو بلند
این چه نخلیست که دارد برگ جان پیوند؟
آه! از آن چشم که چون سوی من افگند نگاه
چاکها در دلم از خنجر مژگان افگند
گر دهم جان به وفایش نپسندد هرگز
آه! از آن شوخ جفاپیشهٔ دشوارپسند!
گر نگیرد ز سر لطف کرم دست مرا
دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند