غزل شمارهٔ ۱۳۰

عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته‌اند

قامتت آب حیاتی که روان ساخته‌اند

این چه گلزار جمال‌ست، که بر قامت تو

از سمن عارضش و از غنچه دهان ساخته‌اند؟

لبت، آیا چه شکر ریخت که گفتار تو را

همه شیرین‌سخنان ورد زبان ساخته‌اند؟

بر گل روی تو آن سبزهٔ تر دانی چیست؟

فتنه‌هایی که نهان بود عیان ساخته‌اند