غزل شمارهٔ ۱۳۱

جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته‌اند

بر وی از رشتهٔ جان پیرهنی ساخته‌اند

بر گلت سبزهٔ عنبرشکنی ساخته‌اند

از گل و سبزه عجایب چمنی ساخته‌اند

تن سیمین تو نازک، دل سنگین تو سخت

بوالعجب سنگدل و سیم‌تنی ساخته‌اند

الله! الله! چه توان گفت رخ و زلف تو را؟

گوییا از گل و سنبل چمنی ساخته‌اند