غزل شمارهٔ ۱۴۳
چو لاله سینهٔ من کاش پاره پاره کنند!
به داغهای درون یک به یک نظاره کنند
به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند
به او جراحت پنهانم آشکاره کنند
ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کباب
میان آتش و آبم، ز من کناره کنند
ز اشک و چهرهٔ زردم اگر نیاند آگاه
شبی تفحص آن از مه و ستاره کنند