غزل شمارهٔ ۱۴۷

دی به راهم دیدن و آن‌گاه نادیدن چه بود؟

روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟

گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار

پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟

خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر

ور نه در بزم رقیبان جرعه نوشیدن چه بود؟

من نمی‌دانم که این خشم تو را تقریب چیست؟

خود بگو آخر که بی‌تقریب رنجیدن چه بود؟