غزل شمارهٔ ۱۶۶

ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید

گاه گاه از من محروم شده یاد آرید

تا کی از حسرت او خیزم و بر خاک افتم؟

وقت آنست که از خاک مرا بردارید

گر ز نزدیک نخواهد که ببینم رویش

باری از دور به نظارهٔ او بگذارید

بی‌شمارند صف جمع غلامان در پیش

بنده را در صف آن جمع یکی بشمارید