غزل شمارهٔ ۲۲۷۶

ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته

ای انجم و چرخ و فلک اندر هوا پا کوفته

تا گاو و ماهی زیر این هفتم زمین خرم شده

هر برج تا گاو و سمک اندر علا پا کوفته

انگور دل پرخون شده رفته به سوی میکده

تا آتشی در می‌زده در خنب‌ها پا کوفته

دل دیده آب روی خود در خاک کوی عشق او

چون آن عنایت دید دل اندر عنا پا کوفته