غزل شمارهٔ ۲۱۷

ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال

جلوهٔ حسن و جمالت همه در حد کمال

با چنین حسن تو را ماه فلک چون گویم؟

آفتابی، به تو یارب نرسد هیچ زوال!

کاتبان قلم صنع که مشکین رقمند

صفحهٔ روی تو آراسته‌اند از خط و خال

با تو خواهم که صبا حال مرا عرضه دهد

لیکن آن‌جا که تویی باد صبا را چه مجال؟