در موازنهٔ نفس در تمثیل جام جم
یکی جم نام وقتی پادشا بود
که جامی داشت کان گیتینما بود
به صنعت کرده بودندش چنان راست
که پیدا میشد از وی هرچه میخواست
هر آن نیک و بدی اندر جهان بود
در آن جام از صفای آن نشان بود
چو وقتی تیره جام از زنگ گشتی
شه گیتی از آن دلتنگ گشتی