نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو

دبیر از قلم ابر انقاس کرد

سخن دُرّ و اندیشه الماس کرد

درخت گل دانش از جوی مشک

همی کاشت بر دشت کافور خشک

نخست از جهان آفرین کرد یاد

که دانای دازست و دارای داد

جهان زوست پرپیکر خوب‌و‌زشت

روان راتن او داد و تن را سرشت