پیغام بهو به نزدیک گرشاسب

چو زی خوابگه شد یل نامدار

بیامد همان گه نگهبان بار

که آمد فرستاده ای گاه شام

ز نزد بهو زی تو دارد پیام

بسی پند و رازست گوید نهفت

که با پهلوان باید امشب بگفت

بخواندش سپهدار پیروز بخت

فرستاده آمد سبک پیش تخت