خبر یافتن پسر بهو از کار پدر

وز آنسو چو پور بهو رفت پیش

به شهر سر ندیب با عمّ خویش

همی ساخت بر کشتن عم کمین

نهان عمّ به خون جستنش همچنین

سرانجام کار آن پسر یافت دست

عمش را کشت و به شاهی نشست

پس آگاهی آمد ز مهراج شاه

ز درد پدر گشت روزش سیاه