دیدن گرشاسب برهمن را

بر آن کُه برهمن یکی پیرمرد

برآورده وز گردش روز گرد

گلش گشته گل سرو زرین کناغ

چو پرّ حواصل شده پرّ زاغ

شده تیر بالا کمان وار کوژ

کمان دو ابرو شده سیم توژ

برهنه سر و پای پوشیده تن

ز برگ درخت و گیا پیرهن