گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند

یکی مرد ملاح بُد راهبر

که بودش همه راه دریا ز بر

بُد آگه که در هر جزیره چه چیز

زبان همه پاک دانست نیز

به دریا هر آنجا که آب آزمای

ببویید آن گل بگفت از کجای

چو دریا به شورش گرفتی شتاب

یکی طشت بودش بکردی پر آب