صفت جزیره دیگر

جزیری بُد آن نیز با رنگ و بوی

که عنبر بس افتد ز دریا بدوی

ز دریا کجا عنبر افتد دگر

بر آن یک جزیره بود بیشتر

بگردید مهراج هر سو بسی

همان پهلوان نیز با هر کسی

گیایش همه بود تریاک زهر

به کُه سنگش از کهربا داشت بهر