جنگ گرشاسب با اژدها و شگفتی ماهی وال

برفتند و آمد جزیری پدید

که آن جا به جز اژدها کس ندید

بدانسان بزرگ اژدها کز دو میل

بیوباشتندی به دَم زنده پیل

ز زهرش همه کوه و هامون سیاه

دم و دودشان رفته بر چرخ و ماه

یکایک پراکنده بر دشت و غار

زبان چون درخت و دهان چون دهار