شگفتی جزیره قالون و جنگ گرشاسب با سگسار

جزیری که مرزش نبد نیم پی

جز از سنگ و خار و گزستان و نی

ز یک پهلوش بیشه آب کند

کلاتی درو بُرز کوهی بلند

بپرسید ملاّح را نامجوی

که ایدر چه چیز از شگفتی ، بگوی

چنین گفت دانا کز آن روی کوه

بسی لشکرند از یلان همگروه