رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن

چو بنهاد گردون ز یاقوت زرد

روان مهره بر بیرم لاجورد

سپهبد سوی دیدن شاه شد

به نزد سیه پوش در گاه شد

بدو گفت کز خانه آوارده ام

ز ایران یکی مرد بیواره ام

به پیوند شاه آمدم آرزوی

بخواهم کشیدن کمان پیش اوی