پند دادن اثرط گرشاسب را

به هنگام رفتن چو ره را بساخت

نشاندش پدر پیش و چندی نواخت

بدو گفت هر چند رأی بلند

تو داری، مرا نیست چاره ز پند

جوان گرچه دانادل و پرفسون

بود، نزد پیر آزمایش فزون

جوان کینه را شاید و جنگ را

کهن پیر تدبیر و فرهنگ را