رفتن گرشاسب به جنگ شاه لاقطه و دیدن شگفتی ها

چو شد بر جزیره یکی بیشه دید

همه دامن بیشه لشکر کشید

شه لاقطه بود کطری به نام

دلیری جهانگیر و جوینده کام

جهان پیش چشمش به هنگام خشم

کم از سایه پشه بودی به چشم

چو آگه شد از کار گرشاسب زود

بفرمود تا لشکرش هر چه بود