سپری شدن روزگار اثرط

همان روزگار اثرط سرفراز

به بیماری افتاد و درد و گداز

چو سالش دوصد گشت و هشتادوپنج

سرآمد براو ناز گیتی و رنج

دَم زندگانیش کوتاه شد

به جایش جهان پهلوان شاه شد

چنینست، مر مرگ را چاره نیست

بَر جنگ او لشکر و باره نیست