رفتن نریمان به توران و دیدن شگفتی‌ها

چو شد هفته‌ای شهری آمدش پیش

کهی نزدش از مه بلندیش بیش

همه که دل خاره سنگین ز آب

بسان گیا رسته زو زرّ ناب

از آن شهریان هر که زآن زر برد

جز اندک نبردند از آن زر خرد

چو بسیار بردندی اندر زمان

بمردندی و جمله دودمان