نامه گرشاسب به فغفور چین

و زآن سو همان روز کاو رفته بود

سپهبد نبیسنده را گفت زود

یکی نامه آکنده از خشم و کین

بیارای نزدیک فغفور چین

بگو باژ و ساو آنچه باید بساز

چو خاقان یغر پیش آی باز

وگرنه به پای اندر آرم سرت

نهم بر سر از موج خون افسرت