خبر یافتن فغفور از کشتن جرماس و قلا

وز آن روی جرماس و جنگی قلا

چو ماندند بی جان به چنگ بلا

ز هر در خبر نزد فغفور شد

دژم گشت و ز آرام دل دور شد

یکی هفته با درد و با سوک بود

از آن پس تکین تاش را خواند زود

دوباره چهل بار بیور هزار

گزین کرد گُردان خنجر گذار