رسیدن گرشاسب به نزد نریمان و گرفتاری فغفور

از آن پس نریمان چو شد چیره دست

پس از رزم در بزم و شادی نشست

ببد تا بیآمد جهان پهلوان

گرفتند شادی ز سر هردوان

سخن چند راندند از آن رزمگاه

وزآنجا به جندان گرفتند راه

ده و شهر و دز هر چه دیدند پاک

بکندند و ، با خون سرشتند خاک