داستان گرشاسب با شاه طنجه

کنون از شه طنجه و پهلوان

شنو کار کین جستن هر دوان

بدان گه که از نزد ضحاک شاه

سوی طنجه شد پهلوان سپاه

ز دریا و خشک آنچه آورده بود

به دست شه طنجه بسپرده بود

که تا باز خواهد چه آرد هوا

بدین کرده بُد مرد چندی گوا