جنگ دیگر گرشاسب با شاه طنجه

چو شاه حبش سوی خاور گریخت

همه رخت و دینار و گوهر بریخت

شه روم بنشست بر تخت عاج

درآویخت زایوان پیروزه تاج

دو لشکر به هم کینه خواه آمدند

دلیران ناوردگاه آمدند

غو کوس تند شد و گرد میغ

در آن میغ خون آب شد برق تیغ