فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول

آن یکی رجل گفته آن یک ید

بیهده گفته‌ها ببرده ز حد

وآن دگر اصبعین و نقل و نزول

گفته و آمده به راه حلول

وان دگر استواء عرش و سریر

کرده در علم خویشتن تقدیر

یکی از جهل گفته قعد و جلس

بسته بر گردن از خیال جرس