فی‌المُجاهدة

چون تو از بود خویش گشتی نیست

کمر جهد بند و در ره ایست

چون کمر بسته ایستادی تو

تاج بر فرق دل نهادی تو

تاج اقبال بر سرِ دل نه

پای ادبار بر خور و گل نه

گرت باید که سست گردد زه

اولا پوستین به گازر ده