اندر ذکر و یاد کردن

ذکر بر دوستان و کم سخنان

چه شماری بسان پیرزنان

جور با حکم او همه دادست

عمر بی‌یاد او همه بادست

آنک گریان ازوست خندان اوست

دل که بی‌یاد اوست سندان اوست

شدی ایمن چو نام او بردی

در طریقت قدم بیفشردی