فی ذکر دارِالبقاء

اجل آمد کلیدخانهٔ راز

درِ دین بی‌اجل نگردد باز

تا بُوَد این جهان نباشد آن

تا تو باشی نباشدت یزدان

حقهٔ سر به مُهر دان جانت

مُهرهٔ مهر نور ایمانت

سابقت نامه‌ای به مُهر آورد

وز پی تو به خاتمت بسپرد