فی‌الحمد والثناء

در دهان هر زبان که گویا شد

از ثنایت چو مُشک بویا شد

دل و جان را به بُعد و قربت تو

هست در امر و در مشیّت تو

دولت سرمدی و نحس ردی

ملک بی‌هلک و عزّت ابدی

بندگانت به روز و شب پویان

همه از تو ترا شده جویان