فی‌العبودیّة

چند پرسی که بندگی چه بُوَد

بندگی جز فکندگی چه بُوَد

بند او دار تا بوی بنده

ورنه هستی تو از درِ خنده

نیستانی که بر درش هستند

نه کمر بر درش کنون بستند

بلکه از مادرِ سنین و شهور

خود کمر بسته زاده‌اند چو مور