التمثیل فی قصّة ابراهیم الخلیل علیه‌السّلام

آن شنیدی که تا خلیل چه گفت

وقت آتش به جبرئیل نهفت

کرد بیرون سر از دریچهٔ جان

کای برادر تو دور شو ز میان

گفت با جبرئیل اندر سرّ

ربّ یسّر کنان در امر عسر

گشته از منجنیق حکم رها

گرد گردان چو گوی گردِ هوا