اندر بدایت کمال نبوّت

آدم و آنکه شمّت جان داشت

پای دامانش بر گریبان داشت

آدم از مادر عدم زاده

او چراغی بدو فرستاده

غیب یزدان نهاده در دل او

آب حیوان سرشته در گِل او

دیدهٔ او به گاه منزل خواب

تا سوی عرش برگرفته نقاب