اندر گشادن دل وی

سینهٔ او گشاد روح نخست

هرچه جز پاک دید پاک بشست

درز برداشت در زمان از وی

بند بگشاد همچنان از وی

سینه‌ای را که حق حکم باشد

درز بگشادنش چه کم باشد

بهر آن تا کند درین بنیاد

چون رفو بیند از رفوگر یاد