غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

از سر تو برون کن هی سودای گدایانه

در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی

خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه

در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی

یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه

گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت

ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه