فی مذمّة اعدائه و حسّاده

خالِ ما بود خصم او حالی

لیک از جمله خیرها خالی

خال مشکین نبود بر خورشید

خال بر دیده بود لیک سپید

آنکه مرد دها و تلبیس است

آن ته خال و نه عم که ابلیس است

وانکه خوانی کنون معاویه‌اش

دان که در هاویه‌ست زاویه‌اش