غزل شمارهٔ ۲۳۲۷
ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
هر کس ز دگر جامی مستک شده کالیوه
در پرده دو صد خاتون رخساره دریدستند
بر روی زنان هر یک از جفت دگر بیوه
در کامه هر ماهی شستی است ز صیادی
آن ناله کنان آوه وین ناله کنان ای وه
جبریل همیرقصد در عشق جمال حق
عفریت همیرقصد در عشق یکی دیوه