فی اشراق العشق

این چنین خوانده‌ام که در بغداد

بود مردی و دل ز دست بداد

در رهِ عشق مرد شد صادق

ناگهان گشت بر زنی عاشق

بود نهرالمعلی این را باب

زن ز کرج آب دجله گشت حجاب

هر شب این مرد ز آتشِ دل خویش

راه دجله سبک گرفتی پیش