اندر صفت شب گوید

چون نهان شد ز بهر سود زمین

آتشِ آسمان ز دود زمین

دهر چون در سرای قیر اندود

تودهٔ دوده با تلاطم دود

ظلمهای سپهر در یادم

گشته در طبع دهر مستحکم

پیش دیوان درون دمگه زشت

زنگیان پای‌کوب بر انگِشت