فی صفة الموت

جر دو رنگی نشد ز مرگ هلاک

مرد یک رنگ را ز مرگ چه باک

مجلس وعظ رفتنت هوسست

مرگ همسایه واعظ تو بسست

مرگ را در سرای پیچاپیچ

پیش تا سایه افگند به بسیچ

زادگان چون رحم بپردازند

سفر مرگ خویش را سازند