در نکوهش حرص گوید

حرص بگذار و ز آز دست بدار

حرص و آزست مایهٔ تیمار

حرص را ز آنکه قهر خواند اله

عاقل از وی بدان نساخت پناه

هرکه او حرص را امام کند

خواب و خور جملگی حرام کند

نقش رنگین و هیچ جان نه درو

خوان زرین و هیچ نان نه برو