در شهوت و آز گوید

چیست دنیا و خلق و استظهار

خاکدانی پر از سگ و مردار

بهر یک خامش این همه فریاد

بهر یک خاک توده این همه باد

هست مهر زمانه با کینه

سیر دارد میان لوزینه

از پی گندمی درین عالم

چند باشی برهنه چون آدم