حکایة فی اصحاب الفغلة

آن چنان شد که در زمین هری

ابلهی کرد رخ به برزگری

گفت با او ز روی نادانی

سبکی چیست در گران جانی

گر نداری همی تو خوار مرا

پنبه بی‌پنبه دانه کار مرا

سبلت او به کون دهقان به

وین چنین ریش هم به قصران به